وقتی با تموم وجودت عاشقی اما باید از همه ی این احساسات خیلی

! چون فقط وفقط به فکر اونی . بخدا خیلی

سخته نگاهتو برای همیشه

 ساده تر از عاشقیت بگذری ازش بدزدی چون اونو دیگه نمیتونی

بشناسی! آره واقعا حقیقت داره که وقتی عاشق شدی نباید اون

بدونه . خیلی سخته اونقدر سخت که چشماتم دیگه یاریت نمیده ، منم

 یکی از همون آدما دیگه طاقتم تموم شده چند روز چند ساعت چند

سال عاشق بمونم؟ تا کی ؟ هیچ جوری از این موضوع رها

نمیشم .اشتباه من اینه که عاشق شدم ؟ مگه من خودمو عاشق

کردم !؟ چرا اونی که عاشقم کرد به فکر این نبود که یه روزی مثل الان

این حق رو دارم که با همه ی وجودم فریاد بزنم بابا پس تکلیف این همه

علاقه چی میشه؟ جز اینه که مثل هربار به جای شکوه راهیه دیاری

کردمش که پر از دعای سلامتی و خوشبختیشه !؟ جز اینکه خنده های

تصنعیمو بهش تحویل دادم که یه وقت٬ وقت رفتن دلش نلرزه . یه وقت

 ناراحت نشه ... یه وقت دلش نشکنه ... مثل هربار ٬ نگاه سردمو به

زمین خدا میدوزم و حالا توی تنهایی خودم این حق و پیدا کردم با تموم

وجودم گریه کنم ولی دیگه چه فایده وقتی هیچ وقت نتونستم بهش بگم

 پس حق من چی ؟ من از این گریه های یواشکی خسته شدم ! چرا

نباید بدونه چی به سره دلم اومده؟ چرا؟چرا منم و اينهمه فکر؟فکری که

 واقعا فقط مربوط به من نيست...پس اون چی!؟ يعنی وقت همدرد بودن

 با من هنوز هم نرسيده!؟ مثل همیشه دلم به چشمام و چشمام به

فکرم ٬همه به همه دستور میدن دختر صبور باش گذشت کن . این وسط

 فقط روحمه که دیگه جونی نداره ... و من شرمنده ی چشمام٬شرمنده

 ی دلی که هربار به يادت که می افته بارونش رو قرض می ده به

چشمام... من چی دارم که از خودم دفاع کنم!؟جز اینکه سکوت کنم

چون عاشقم؟یعنی ارزش و عدالت عشق انقدر کمه ؟

منتظر نباش
كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را
در جاده اي جا گذاشتم يا در آسمان ،
به ستاره ي ديگري سلام كردم
توقعي از تو ندارم اگر دوست نداري
درهمان دامنه ي دور دريا بمان هر جور تو راحتي ...
باران زده من
همين سو سوي تو از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست
من كه اين جا كاري نمي كنم فقط
گهگاهگان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم ...
همين اين كار هم كه نور نمي خواهد
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي بارد....



 

نوشته شده توسط شــــــــــادی در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 19:40 موضوع | لینک ثابت